|
مبارزان
|
||
|
اتحادیه جوانان اهل سنت ایران |
پس از پیروزی مبارزین جان برکف و مومن جنبش مقاومت و رسوائی نیروهای سرکوبگر و ستمگر و سفاک رژیم که دستشان با خون هزاران جوان بلوچ و سنی رنگین است و پرونده ننگین و پلیدشان چنان سنگین است که به جز تکه تکه شدن و به هوا رفتنشان سبک نخواهد شد لذا این شکست خورده های رسوا جهت سرپوش گذاشتن بر این شکست دیدنی و شنیدنی، دروغ پردازان حرفه ای خود را که دروغ و مکر و نیرنگ را از امام راحل خود به ارث برده اند به حرکت در آوردند و روز اول ادعای دستگیری سه و چهار و پنج نفر و همچنین از متلاشی کردن گروه و دستگیری همه اعضای آن خبر دادند و وعده دادند تا شب فیلم همه با اعترافات سنگین و آنچنانی پخش خواهد شد اما آن شب گذشت و خبری نشد و سر و صداهای برخی زابلی متعصب بلند شد ناچار وزارت اطلاعات به خاطر اینکه جلوی سر و صدای این دسته زابلی خائن را بگیرد روز بعد یک شخص را در سیمای استان نشان داد که این شخص را با شکنجه که همه مردم از شکنجه گاههای رژیم مطلعند به سخن در آورده بودند و آثار شکنجه و زد و کوب بر این شخص نمایان بود.
و هر انسان عاقلی با دیدن این شخص به آسانی پی می برد که در نتیجه شکنجه هر چه به ایشان گفتند بر زبان می آورد و این شیوه و شگرد وزارت اطلاعت رژیم می باشد و کسانی که با این وزارت خانه یا بهتر است بگویم قصابخانه دچار کردند نیک میدانند که این قصابخانه یاد اسماعیل صفوی و یاد قرون وسطی اروپا را در اذهان زنده میکند که کلیسا دادگاه تفتیش عقائد براه انداخته بود و مردم را با کوچکترین شک دستگیر میکردند و در شکنجه گاهها وادار به اعتراف میکردند و بعد می سوزاندند نمونه و تصویر آن شکنجه گاهها را به برکت انقلاب خمینی در ایران می توان مشاهده نمود.
اما از این بگذریم و بیائیم سر نقطه ای خنده آور و مضحک و واقعا ننگ آور
کسانی که از بدو وجود کثیفشان تاکنون هرگز به بزرگان و علمای اهلسنت رحم نکردند و با بدترین وجه آنها را از بین بردند نیرنگی تازه اندیشیده و طرفدار علما و سران طوائف اهلسنت وبلوچ شدند.
کسانی که دکتر احمد مفتی زاده را به تک سلول انداخته و چنان شکنجه دادند که بعد از خارج شدن از زندان ایشان سی و پنج کیلو وزن داشتند و بعد از چند روز دار فانی را در اثر شکنجه ها وداع گفتند
کسانی که شیخ احمد ضیائی از علمای بزرگ اهلسنت را گرفته و گوش و بینی ایشان را بریده و اسید بر چهره اش پاشیدند و گردنش را بریدند و در یک دره پرتاب کردند.
کسانی که دکتر عبدالعزیز کاظمی بجدی زاهدانی را از داخل شهر ربودند و ایشان را با فجیعترین وضع به شهادت رسانده و جنازه اش را در یک جدول انداختند
کسانی که دست از مولوی عبدالملک ملازاده در پاکستان برنداشتند و این فرزند برومند مولانا عبدالعزیز ملازاده را همراه یارش مولوی عبدالناصر جمشیدزهی وحشیانه ترور کردند
کسانی که مولوی حبیب الله حسین بر را از خانه ربودند و تا به امروز از ایشان خبری نیست
کسانی که شیخ احمد صیاد زر آبادی که یکی از دانشمندان علوم اسلامی در بلوچستان بود را از فرودگاه بندر عباس ربودند و مانند درندگانی ایشان را به شهادت رساندند
کسانی که مولوی ابراهیم دامنی را به خاطر یک انتقاد علمی سالها به زندان و تک سلولها انداختند و بدترین شکنجه ها را دادند و بعد هم آزاد نموده و با روشی دیگر به شهادت رساندند
کسانی که دکتر مظفریان را در ملا عام به دار زدند و به دروغ به ایشان اتهام لواط زدند
کسانی که مولوی صفی زاده را در وسط فلکه در ملاء عام صد ضربه شلاق زدند
کسانی که دکتر فرصاد اندیشمند اهلسنت را به شهادت رسانده و آمپول تزریق در رگ دستش گذاشتند و در یک آشغالدانی انداختند تا مردم بگویند شیخ معتاد به تزریق بوده است
کسانی که طلبه پانزده ساله( که به خدا با یا آمدنش اشک چشمانم جاری شده و می خواهم فریاد زنم ) شمس الدین کیانی را از حوزه مکی ربودند و زیر یک پل بنزین رویش ریخته و آتش زدند رحمهم الله
این جنایتکاران که از بدترین دشمنان اهلسنت و بلوچ بودند امروز که از مبارزین پاسخ آن همه جنایت خود را دریافت کردند و ترس و وحشت وجودشان را فراگرفته به دروغ متوسل شده و میگویند مبارزین و مجاهدین قصد ترور علما و ریش سفیدان بلوچ را داشتند لعنت خدا بر دروغگویان باد
مجاهدین و مبارزینی که به خاطر دفاع از عقیده و سرزمین و مردم خود برخاسته اند؟
مجاهدینی که به دفاع از همین علما و ریش سفیدان که حرمتشان توسط ایادی رژیم زیر پا نهاده می شود برخاسته اند
یادم است که یکی از علمای بزرگوار منطقه می گفت که من را به وزارت اطلاعات خواستند و من وقتی آنجا رفتم یک بچه 17 یا 18 ساله زابلی بر صندلی نشسته بود و وقتی من داخل شدم این بچه با بی شرمی تمام شروع کرد به دشنام دادن من و به من گفت بشین و پاشو تا 500 بار و من مجبور به انجام این عمل شدم این عالم در حین بیان این داستان با صدای بلند گریه نمود و گفت خدایا تا کی باید تن به چنین ذلتی دهیم .
مبارزین و مجاهدین فریاد همین علما بودند و هستند فریاد مسجد شیخ فیض هستند فریاد مسجد مکی هستند که توسط شما نابکاران بمباران شد آن وقت می کشتید و اعدام میکردید و ترور میکردید چون هیچ کس نبود به شما پاسخ دهد اما امروز که مبارزین دست شما را رو کردند و به جنایات شما پاسخ دادند شما جنایتکاران به علما و اهلسنت روی آورده اید .
و افسانه و دروغ می سازید و افترا میکنید اما خوب بدانید که این مردم و این علما انسان هستند و نان می خورند نه کاه که با دروغهای شما فریب بخورند همه مردم به خوبی مبارزین و مجاهدین را می شناسند که مومن و مسلمان و مدافع دین و عقیده خود هستند و با تکیه بر ایمان به خدا و امید به مدد الهی می جنگند و به جز پروردگارشان از کسی دیگر امیدی نداشته و ندارند آنان مجاهدان راه عقیده و ناموس و سرزمینشان هستند که توسط شما سفاکان به تاراج رفته است.
به امید پیروزی حق بر باطل
دلاور بلوچ
|
|