|
مبارزان
|
||
|
اتحادیه جوانان اهل سنت ایران |
وشعارهای فریبنده ای همچون شعارآزاد سازی قدس ونیزشعاراستقلال،آزادی درهمه جا طنین افکند و رهبران جهان اسلام خوشبینانه ازآن استقبال کردند،ولی دیری نپایید که کینه ها وعداوتهای نهفته درسینه های بیمارگونه رهبران انقلاب فاش و عقده های چندین ساله آنان نسبت به جهان اسلام و اماکن مقدسه مسلمین برملا گشت وبه موازات آن مسیرآزاد سازی قدس ازکربلا ونجف وپس ازمدتی از راه مکه ومدینه، تعیین گردید.
سردمداران انقلاب با شعارهای توخالی وعاری ازحقیقت و در راستای تحقق آرزوهای استبداد وخود کامگی خویش، توده ها را بسیج کردند وبرای رسیدن به اهداف شومشان برادامه جنگ تحمیلی وبی حاصل ایران وعراق پافشاری وبه آرمانهای ملت وانقلاب خیانت کردند.
گروههای سازمان یافته ای همچون مجاهدین خلق،فدائیان خلق وتوده ای هارا یکی پس ازدیگری با حیله وترفند ازمیان برداشتند تا پایه های لرزان حکومت استبدادی خویش را مستحکم سازند، به همسنگران و همرزمان قدیمیشان همچون آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری و... پشت کردند.
طالقانی را مسموم ومنتظری را خانه نشین نمودند وعلامه احمد مفتی زاده ازرهبران کرد اهل سنت را راهی سیاه چالهای مخوف کردند وبدین طریق همه قول وقرارهایی که درمورد اعطای حقوق اهل سنت ازجمله اجازه بنای مسجدی که درتهران داده بودند را زیرپا گذاشتند وازمرزشرافت وانسانیت وصداقت گذشتند وبرسکوی شرارت وخیانت تکیه زدند.
آن کسانی که خارمسیرشرارت بار وسد انحصارطلبی وخود کامگیشان بودندبا نیرنگ ازسرراه برداشته شدند.حتی به سید احمد خمینی خانه نشین نیزرحم نکردند واورا مسموم ساختند.
تارهای عنکبوتی ولایت فقیه را برگرد ملت تنیدند ودربیدادگاه های خویش تازیانه جور و ستم را بر مردم بی نوا نواختند.
بسیاری از آزادی خواهان و دانش وران را اعدام و جمع کثیری از زندانیان بی گناه را درسیاه چالهای قرون وسطایی خویش به قتل رساندند.
به بهانه های واهی،همچون عدم التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه،دانشجویان وقشرتحصیل کرده وبویژه اقلیتهای اهل سنت را ازاستخدام درادارات دولتی وحقوق مسلم اجتماعی وسیاسی محروم کردند وقشربی سواد وخود رای وخود سر را بر سرملت حاکم ساختند.
مستبدان رژیم درتریبونها و درمحافل ومجالس، خشونت وترور را دراذهان قشرکج اندیش تزریق کردند و به دنبال آن نوچه ها وعمال تروریستی آنان موجی ازخشونت و ارعاب وترور را در داخل وخارج از کشور به راه انداختند، که قتهایزنجیره ای درتهران، مشهد و... وشهادت بیش از ده هزار
نفر از روحانیون سرشناس اهل سنت ایران، نمونه کوچکی از جنایات بیشمار رژیم است.
ولایت سالاران ایران که دربدوانقلاب با قیل وقال مدعی گسلاندن زنجیرهای ظلم وستم و رهانیدن انسانها ازاسارت و سلطه استکباربودند با گذشته نازیباوعملکرد سفاکانه خویش نشان دادند که خود مردم را به سوی ظلمت و بردگی و استبداد رهنمون اند و درآفرینش وایجاد فتنه و آشوب رهبرند وبنام اسلام ودین هرجنایت وهرخیانت وظلم وغارتی را مرتکب شدند.
ارتشاء، فساد اداری، سوء مدیریت، جور، اختناق،ارعاب،ترور، بازداشتهای غیرموجه، شکنجه، زندان، اعدام، تفتیش عقاید، تضییع حقوق اقلیتهای قومی ومذهبی، تخریب اماکن مقدسه وتوهین به مقدسات اهل سنت، بیکاری،گرانی، تورم، به تاراج رفتن بیت المال، حیف ومیل ثروت ملی کشور و... و...و... محصول چندین ساله انقلاب سیاه ولایت فقیه است.
مردم به ویژه اهل سنت ایران با تمام فشارهایی که ازناحیه عمال رژیم مستبدولایت فقیه دیده وتحمل کرده اند تا هنوز نمرده وبلکه حساستر وهوشیارترشده اند وبا وحدت ویکپارچگی درپی احقاق حقوق پایمال شده چندین ساله خود برآیند وبیش ازاین به زورگویان وقیم مآبانی که بدترین جفاها را برتوده های مظلوم روا داشته اند اجازه ندهند که با سرنوشتشان بازی کنند وخواسته
هایشان را به بازی بگیرند.
هرچند جو حاکم بر کشور یک جوخفقان آور وپلیسی به تمام معنی است وعرصه را برحق خواهان تنگ وتنگتر کرده وحق تنفس آزاد را از همگان سلب کرده است، ولی این جو زجرآورباید با دستهای گره کرده مردم شکسته شود وخروش آزادی خواهی و فریاد استبداد ستیزی کاخ های بی بنیاد ولایت سالاران را به لرزه درآورد و رژیم پوشالی و ستمگر آنان را در هم نوردد که این کاربه یاری خداوند وهمدلی همه اقشارمردم شدنی است وبزودی زود مرگ برجهان ستمگران خواهد گذشت ونهال آزادی به بارخواهد نشست.
میگویند: پیش ازخروج تاتارها مردم ازظلم فئودالها، خوانین وشاهان خود کامه، آنفدربه جان رسیده بودند که این طور دعا میکردند:
ای خدای زمین وسیاره پادشاهی فرست، خونخواره
عدد مردمان زیاد کند هر یکی را کند دو صد پاره
بالاخره دعای مردم مقبول گشت وتاتارها خروج کردند و هرکس وهمه چیز را درهم نوردیدند "کشتند وبردند وسوختند" تاتارها تاختند و به دار آویختندو همگان باختند.
اکنون اهل سنت ایران دراین فکرند که چگونه دعا کنند و از دست چه کسی رهایی خود را بخواهند؟
ازدست عمال اطلاعات وبازداشتهای بی رویه ویا ازدست نمایندگان ولی خودکامه فقیه وقیم مآبی آنان، ازدست دخالتهای بی جای دفترولی خود کامه فقیه درعزل ونصب ائمه جمعه وجماعات وسیطره بر مراکزدینی وحوزوی اهل سنت ویا ازدست رسانه های گروهی وشیخهای رذل رژیم که افسار گسیخته به مقدسات اهل سنت توهین میکنند وبی شرمانه دم ازوحدت و تساوی حقوق میزنند.
ازدست چه کسانی ؟ ازدست همه وهمه کس، ازولی خودکامه فقیه گرفته تادژخیمان سیه چالها، ازبیدادگاه های رژیم گرفته تا هیئتهای نظارتگر آن، ازشورای نگهبان گرفته تا مجمع تشخیص مصلحت نظام، ازمحافظه کاران گرفته تا به اصطلاح، اصلاح طلبان. از راس هرم گرفته تا قاعده آن!!!ازدست همه وهمه کس، درواقع همه ایشان سروته یک کرباسندوخونخوارترازتاتارها هستند، اگرمغولها بنام "یاسا" مردم را قتل عام میکردند، اینان بنام"ولایت مطلقه فقیه والتزام عملی به آن" خون مردم را میمکند وبرگرده مردم حکمروایی میکنند.
ولایت سالاران ازقطره های خون بی گناهان برای خود سفره های رنگین ساخته وبا زر و زور و تزویرملت را به زنجیرکشیده اند وبا زندگی مردم معامله کرده ومیکنند. هرچند که دیگر رضای ایشان رنگ باخته وماسک ازچهره های کریهشان برداشته شده است و نسل انقلاب علیه بیدادهایشان به پا خواسته است.
محکوم کردن رژیم ایران در مجامع بین المللی به ویژه قطعنامه اخیرمجمع عمومی سازمان ملل متحد مورخه 30/9/1383 که در آن نقض گسترده حقوق بشر در ایران محکوم گردید، هرچند اینگونه محکومیتها چندان تاثیری در سیاست اقتدارگرایان ندارد و نقض حقوق شهروندان کماکان ادامه داشته و ادامه خواهد یافت،اما ماهیت تروریستی و خودکامگی انحصارطلبان را برملا ساخته و طبل رسوایی آنان را به صدا درمی آورد.
موارد نقض آشکارحقوق بشرازقبیل:خفقان مطبوعات،استفاده از شکنجه،عدم آزادیهای سیاسی و مدنی،عدم آزادی عقیده و بیان،تفتیش عقاید،تبعیضات مذهبی و قومی و... کاملا سازمان یافته و برنامه ریزی شده است و قلع و قمع مخالفین استبداد و محاکمه های سوری بدون توجه به دفاعیات متهمین به نحو گسترده ای ادامه دارد و همه دست اندرکاران رژیم از محافظه کاران گرفته تا اصلاح طلبان درون حاکمیت در آن شریک و دخیل هستند.اگرچه بنابه مصلحت و در راستای حفُُظ موقعیت،سردمداران رژیم هر از چندگاهی تخلف از موازین حقوق بشر را به گردن این و آن می اندازند و در برابرخشم فروخورده مردم و مطالبات بی شمار نسل جوان،چهره معصومانه ای به خود می گیرند که در حقیقت به بازی موش و گربه بیشتر شباهت دارد تا به واقعیت،به عنوان مثال درپی بالا گرفتن موج اعتراضها برروند دستگیریهای روزمره مخالفین استبداد و ادامه شکنجه در زندانها،خاتمی رئیس جمهور در نهم اردیبهشت ماه سال 1383 اعتراف کرد که در زندانها، ما زندانی سیاسی داریم وافرادی نیزبه خاطر عقیده و بیان زندانی شده اند.
به دنبال اعتراف خاتمی، شاهرودی رئیس قوه قضائیه طی مصاحبه مطبوعاتی سخنان خاتمی را دور ازحقیقت خواند و اعلام داشت که ما در زندانهایمان زندانی سیاسی نداریم و هیچ کس به خاطر عقیده و بیان زندانی نیست.عقیده و بیان در ایران آزاد است و در دنیا نظیرندارد؟!
البته میتوان قبول داشت که ایشان آزاد هستند هر طور دلشان بخواهد حرفها را به هم ببافند و یقینا این حرفها را ازمنظر آزادی مطلق و بی قید و حصرعمال خون آشام رژیم به ویژه دژخیمان سلاخ خانه ها، چشم بسته به هم بافته اند.
شاید بسته شدن بیش از دویست روزنامه و مجله و زندانی شدن ده ها خبرنگار را در زندان اوین(تیرماه سال1382) و آن هم به خاطر یک عکس و شکنجه شدن ده ها نفر از ملی- مذهبی ها را در سلاخ خانه های رژیم،ندیده و نشنیده باشند.
و شاید هم آقای شاهرودی به خاطرسنگینی عمامه متناسب با سنگینی مسئولیتش اصلا و ابدا اطلاعی از موضوع زندانیان نداشته باشد، و الا دروغگویی و عوام فریبی تا این حد چه مفهومی میتواند داشته باشد؟!
جای تعجب نیست چرا که دروغگویی و عوام فریبی حاکمان مستبد ایران سابقه ای به درازای انقلاب دارد، و از بدو انقلاب تا کنون بوده و خواهد بود.
چنانکه یزدی رئیس سابق قوه قضائیه بنابه گزارش روزنامه کیهان شماره 14068 – شنبه 17/9/1369 در طی سخنانی در مورد گزارش نماینده کمیسیون حقوق بشرگفت:
من به عنوان مسئول دستگاه قضائی کشور می گویم که حتی یک نفر زندانی به اتهام عقیدتی و به جرم طرز تفکر و عقیده در کشور وجود ندارد!
وی این سخنان را بی شرمانه در تریبون نمازجمعه تهران در حالی بر زبان میراند که در زندانهای ایران جمعی از دگر اندیشان و مخالفین ولایت فقیه همه روزه شکنجه و اعدام میشدند و چندین تن از روحانیون اهل سنت ایران به اتهام خود ساخته وهابیت و تبلیغ و تشویش اذهان عمومی (که از برچسبهای از پیش تعیین شده دادگاه ویژه روحانیت است)در سلاخ خانه های رژیم زیر ضربات شلاق های حقد و کینه دژخیمان قرارداشتند از قبیل:
مولوی ابراهیم دامنی به اتهام پاسخگویی به یاوه سرایی های تیجانی موهوم ،مولوی ابراهیم صفی زاده به اتهام تشکیل شورای هماهنگی و فعالیت بر ضد(عمال خود سر و مداخله گر)رژیم، مولوی سیداحمد سید الحسینی و مولوی عبدالوهاب خافی به اتهام تبلیغ علیه نظام، و...
رفسنجانی دردوران تصدی ریاست جمهوری در مراسم سالگرد انقلاب 22/11/1371 اظهار داشتند: "مردم ایران آزادترین مردم دنیا هستند"!!!
رفسنجانی در حالی دم از آزادی و عقیده می زد که همزمان با آن تعداد ده نفر از روحانیون اهل سنت ایران در برابر بت ولایت سالاران و نپذیرفتن حلقه زنگ زده غلامی ولی خود کامه فقیه، به اتهام تبلیغ علیه اختناق مذهبی در زندان مرکزی وکیل آباد مشهد، سلولهای بیست وبیست و یک بند پنج بخش نظامیان دوران طویل المدت حبس و شکنجه را میگذراندند.
حاکمان ظالم ایران که اختناق مذهبی و خود کامگی و ولایت سالاری و تفتیش عقاید را آزادی عقیده مردم سالاری قلمداد می کنند و بر طبل آزادی می کوبند و مردم ایران را آزادترین مردم دنیا می نامند، اصولا برای مردم حقی برای تعیین نوع حکومت قائل نیستند و مردم را همچون یتیمان بی سرپرستی می انگارند که احتیاج به قیم دارند و معتقدند که ولی خود کامه و اذنابش قیمان ملت هستند!
آن آزادی که سردمداران انقلاب از همان اوان دوران سیاه اختناق تا به حال بر طبل آن میکوبند، یک دایره مقرر شده از سوی ولایت سالارانی است که خطوط فکری و خط و مشی عملی مردم را تعیین میکنند و قیم مآبانه از مردم بی نوا میخواهند که طوعا و کرها مطیع و فرمانبردار بی چون و چرای ولایت مطلقه فقیه بوده و با التزام عملی به آن در چارچوب تعیین شده ازسوی حکومتگران حرکت کنند و کاری به کار مسئولین و عمال خودسر نظام نداشته باشند و هرچه مسئولین گفتند و هرجنایتی را که مرتکب شدند مردم وظیفه دارند که از آنان تعریف و تمجید نمایند و بگویند: این عین عدالت است چون ،صلاح و مصلحت مملکت خویش خسروان دانند.
دراین صورت چنین مردمانی آزاد هستند و مجال نفس کشیدن را دارند و در غیر این صورت اگر کسی دست از پا خطا کند و یا از اختناق و عملکرد عوامل اطلاعات بنالد و یا کوتاهی ها و نارسائیها را وانمود سازد و یا بگوید بالای چشم فلان وابسته حاکمیت ابرو است، حسابش با سلاخ خانه های رژیم است چرا که یا اخلالگر است و یا وهابی ویا اشرار ویا.......!!!
|
|