تبليغاتX
مبارزان
 
مبارزان
 
 
اتحادیه جوانان اهل سنت ایران
 
بنابر ایجاد مشکل همه روزه از طرف بلاگفا و مسدود شدن و هشدارهای مکرر و نا امن بودن فضای بلاگفا و میهن بلاگ تفتان فعالیتهایش را در این فضا ادامه خواهد داد و دشمنان ملت بدانند که با متوسل شدن به چنین کارهائی نمی توانند در عزممان خللی ایجاد نمایند و ما را از راه مبارزه برای رسیدن به حقوقمان باز بدارند هرگز و هرگز چنین نخواهد شد و ما هیچ راهی به عقب نداریم جز به جلو رفتن و برچیدن ظلم و تجاوز.
تفتان سربلند است و سربلند خواهد ماند.

http://taftaanb.blogspot.com/

 |+| نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 12:54  توسط   | 
سلام ودرود
 در حاليكه در مسافرت بودم دوستان همكارم خبر دادند كه پر بيننده ترين وبلاگ بلوچستان هدف حمله هكرهاي وزارت اطلاعات قرار گرفت وهك شد كه واقعا موجب نگراني تاسف همه بازديدكنندگان شد وچون مديريت ميهن بلاگ  در اين زمينه همكاري نكردند تصميم گرفتيم  تفتان هميشه سربلند را در بلاگفا ادامه دهيم.
تا بدانند غاصبان ومتجاوزان كه هيچگاه نخواهند توانست در برابر موج ازادي خواهي و  استقلال طلب ما بايستند وب به جاي خود ما جانهايمان را در راه استقلال و ازادي فدا خواهيم كرد وتسليم نخواهيم شد و اين هك كردنها و فيتر كردنها دليل بر حقانيت ما وترس شماهاست كه توان رويارويي با انديشه سخن را نداريد.


تفتان سربلند است وسربلند خواهد ماند

www.taftaan.blogfa.com
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 12:4  توسط   | 

بسم رب الشهداء والمجاهدین

 

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به رژیم جهل و جور ولایت فقیه هشدار می دهد که تمامی زندانیان سیاسی اعم از جوانان بی گناه همچون عبدالله براهوئی و اسدالله وفائی و زکریا سهرابزهی و نور احمد کهرازهی و... و علما و طلابی که اخیرا دستگیر شدند و در راسشان مولانا حافظ محمد علی لوتکی و مولانا خدابخش اسلامدوست را فورا آزاد نماید.

 

جنبش مقاومت جندالله به رژیم ایران دو هفته مهلت می دهد که همه زندانیان سیاسی را آزاد کند در غیر این صورت جنبش مقاومت وضعیت دفاعی خود را تغییر داده و موضع اقدامی علیه رژیم و ایادیش اتخاذ خواهد کرد و بلوچستان را تبدیل به قتلگاه متجاوزان و ستمگران خواهد کرد و پوشالی بودن امنیت بلوچستان را برای رژیم ثابت خواهد کرد تا احمدی نژاد بداند که ایادیش هرگز قادر به ایجاد امنیت در بلوچستان نخواهند بود.

 

طی این اطلاعیه رهبری جنبش سوگند یاد کردند که در صورت عدم رهائی علماء و جوانان دستگیر شده هیچ مزدوری در بلوچستان روی آسایش و امنیت را نخواهد دید ایشان فرمودند : وقتی جوانان و مردم ما امنیت نداشته باشند مزدوران رژیم هم در بلوچستان امنیت نخواهند داشت و امنیت پوشالی رژیم را با تاسوکی ها تبدیل به آتش سوزانی خواهیم کرد که همه مزدوران رژیم در آن خواهند سوخت.

 

جنبش مقاومت جندالله از علماء و ریش سفیدان بلوچستان می خواهد که این هشدار جنبش  را به رژیم و ایادیش برسانند زیرا در طول یک سال گذشته رزمندگان جنبش به پیشنهاد علما و ریش سفیدان منطقه از عملیاتهای خود کاستند و به ظاهر توقف کردند تا شاید  اجازه فعالیت مدنی و سیاسی داده شود اما حوادث و رخدادهای اخیر ، اعدام و کشتار جوانان ، تخریب مساجد ، تصرف مدارس و دستگیری علماء و طلاب نشان داد که رژیم به هیچ صورت نمی خواهد حقوق مردم بلوچ و اهلسنت را بدهد و هر روز سرکوب و فشار را افزایش می دهد لذا از این به بعد مسئول همه کشتارها و جنگها در بلوچستان رژیم پلید ولایت فقیه است و نباید علماء و ریش سفیدان عملیاتهای جنبش را محکوم نمایند و نمایندگان خود را برای گفتگو و توقف عملیات نزد جنبش بفرستند زیرا گفتگوها هیچ تاثیر مثتبتی برای مردم بلوچ و جامعه اهلسنت نداشته است.

 

ناگفته نماند اقدامات وحشیانه و نابخردانه  رژیم و تخریب مسجد اهلسنت و تصرف مدرسه لوتک و دستگیری حافظ محمد علی لوتکی و مولانا خدابخش اسلامدوست بلوچستان را تبدیل به بشکه ای از باروت کرده که هر لحظه احتمال انفجارش هست و در نتیجه ما شاهد جنگی خونین بین شیعه و سنی در بلوچستان خواهیم بود که دودش بیش از مردم سنی بلوچستان به چشم مهاجران شیعه خواهد رفت و مسئول این فاجعه انسانی رژیم سراسر جهل ولایت فقیه می باشد.

 

جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)

جمعه ۲۵ آبان ۱۳۸۶

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 12:49  توسط   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت مساجد.

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم ایران و خصوصا جامعه اهلسنت می رساند که رژیم پلید ولایت فقیه شب سه شنبه  در اقدامی ننگین و شرمناک یکی از مساجد اهلسنت را در شهر بجنورد تخریب کرد.

 

رژیم ولایت فقیه که خود را مدافع مسجد الاقصی می داند و بانگ وحدت دروغین می دهد  و فریاد واه اسلاماه و واه قدساه می زند با تخریب مسجد اهلسنت پرده از چهره شیطانی خود برداشت و حقیقت اسلام دشمنی و تفرقه افکنی خود را برای جهانیان آشکار نمود.

 

جنبش مقاومت مردمی ایران این اقدام شرمناک رژیم را به شدت محکوم نموده و از جامعه اهلسنت ایران می خواهد تا در برابر این جنایت  از خود واکنش نشان دهند و سکوت نکنند زیرا سکوت در برابر تخریب مسجد و خانه خدا جرمی نابخشودنی و گناهی بسیار سخت است و کسانی که در این زمینه درنگ و سکوت کنند باید روز قیامت در برابر دادگاه الهی پاسخگو باشند و تاریخ هم چنین انسانهائی را نخواهد بخشید.

 

مسجد ،خانه خداست و تعرض به آن تعرض به خدا و تعرض به مقدسات مسلمانان است و سکوت و بی توجهی در برابر تعرض به الله همانند خود تعرض جرم به شمار می آید و در هیچ صورت قابل بخشش نیست لذا باید مسلمانان ایران با خروج از خانه هایشان  از خانه الله دفاع کنند و به وظیفه الهی و اسلامی خود جامه عمل بپوشانند.

 

در این میان علمای اهلسنت  وظیفه بس بزرگتری بر دوش دارند و حد اقل  باید مردم را به تظاهرات و اعتصاب در برابر این جنایت فراخوانند و لحظه ای درنگ به خرج ندهند و بدانند که تجاوزی بزگتر از تخریب مسجد (خانه خدا ) وجود ندارد و سکوت در برابر آن ، جنایتها و تجاوزهای بیشتری به همراه خواهد داشت ؛ چنانچه ما شاهدیم که طی چند روز گذشته اولا از طریق صدا و سیما به عقائد اهلسنت تاختند و بعد از آن حوزه علمیه اسلام آباد را تصرف کردند و الان مسجد اهلسنت را در بجنورد تخریب کردند.

 

همچنین جنبش مقاومت مردمی ایران از جوانان غیور اهلسنت ایران می خواهد برای دفاع از دین و عقیده و مقدسات خود به صف مبارزین و مجاهدین بپویندند زیرا به فرموده الهی یکی از مضرات ترک جهاد خراب شدن مساجد و خانه های عبادت توسط ظالمان و مستکبران می باشد و اگر توانائی خروج و جهاد را ندارند حداقل برای نشان دادن عشق و محبت  با الله و اسلام و اظهار غیرت دینی و ایمانی  به خیابانها بریزند و بدین طریق اعتراض خود را نسبت به این عمل شیطانی اعلام نمایند.

 

در آخر جنبش مقاومت مردمی ایران به رژیم جهل وجور ولایت فقیه اخطار می دهد  این جنایت و دیگر جنایتهای مزدوران خمینی  بی پاسخ نخواهند بود  و سربکفان جنبش ضربه های فراموش نشدنی بر پیکر پوسیده نظام وارد خواهند ساخت و تخریب و تصرف مساجد و مدارس تبدیل به خشمی آتشین خواهد شد که عشرتکده های سران رژیم را تبدیل به آتشکده های سوازن خواهد کرد.

جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 2:26  توسط   | 
مردم محلۀ جوادیه بجنورد که از برادران ترکمن هستند و نیاز به مسجدی برای برگزاری نماز داشتند، زمینی را خریداری و هیأتی را برای پیگیری مجوز ساخت تعیین کردند. هیأت مذکور از سال ۸۲ تمام تلاش خود را بکار برده تا اینکه مجوز ساخت مسجد صادر و برای امضای شخصی که مسئول ساخت مساجد خراسان شمالی است باقی می‌ماند. وقتی هیات پیگیری ناامید شدند به تهران مراجعه کرده و از تهران هم نتیجه‌ای نگرفتند. سپس به مشهد مراجعه کرده و بالاخره در سال ۸۴ اقدام به ساختن مسجد کردند و مقداری از مسجد ساخته شد. پس از اینکه در طول ۱۳ ماه در این مسجد نماز جماعت برگزار شده، کلاسهای آموزش قرآن برای کودکان و نوجوانان دایر گشته، زیرزمین مسجد تکمیل و همکف نزدیک به تکمیل بوده است، در روز یکشنبه ۵/۸/۸۶ از امام جماعت و مقتدیان مسجد خواسته می‌شود تا مسجد را تخریب کنند و حق برگزاری نماز جماعت را ندارند! در غیر اینصورت خودشان دست به کار خواهند شد!
شب سه‌شنبه ۷/۸/۸۶ تهدید خود را عملی کرده و با گماردن ماموران مسلح در اطراف و دستگیری امام جماعت و هیات امنای مسجد ساعت ۲۳ شب تخریب مسجد را آغاز می‌کنند و تا بامداد مسجد کاملا تخریب شده و تا صبح برای فضای سبز آماده می‌شود!
این اتفقات و از قبیل آن در حالی رخ می‌دهد که اهل‌سنت در بسیاری مناطق برای گرفتن مجوز ساخت مسجد مشکلات فراوانی دارند. مشکل ساخت مسجد برای اهل‌سنت فقط  در تهران وجود ندارد بلکه در بسیاری مناطق دیگر، جامعه اهل‌سنت در این زمینه  با مشکل مواجه هستند و گاهی مجبورند که پس ا ز نا امید شدن از گرفتن مجوز، مسجد مورد نیازشان را بسازند و با چنان سرنوشتی روبرو شوند
 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 2:26  توسط   | 

در خبرهای قبلی به اطلاع بازدیدکنندگان گرامی رساندیم که پس از اینکه عوامل خودفروخته ررژیم آخوندی حوزه علمیه لوتک را إشغال کردند حضرت شیخ الإسلام(عمت فیوضاته) تصمیم گرفتند حوزه را با إسم جدیددر یک کیلومتری محل سابق منتقل نمایند که إین أمرباعث خوشحالی مردم ستمدیده ومظلوم سیستان ودیگرمناطق(که أزظلم وجور و کارشکنیهای دولت وعواملش خسته شده بودند) شد٫چنانچه اقشارمختلف استان طی تماسهای تلفنی وحضوری إبرازخرسندی کرده وبرای هرنوع همکاری إعلان آمادگی کردند.

مولانا حافظ محمدعلی (حفظه الله)استاد حدیث وتفسیر دارالعلوم زابل  علی رغم مخالفت اقوام ومردم زاهدان وبی مهریهای عوامل دولت٫ برحضورمجدد درسیستان  بار دیگر راهی سیستان شدند ودر راستای تحقق بخشیدن به أهداف دینی وفرهنگی حضرت شیخ الإسلام وتعمیل حکم  ایشان ٫ درمنطقه عظیم آباد لوتک مستقرمیشوند.

تلاش برای بیرون آوردن خودروها٫ کتب درسی وغیردرسی ودیگروسایل حوزه شروع شده است إبتدا تلاش خواهدشدازطریق مردمی ومسالمت آمیز وسایل بیت المال پس گرفته شوند چنانچه مردم منطقه به نتیجه ای نرسند بناچار کمی از زور استفاده خواهدشد٪٪٪

 

ناگفته نماندقیمت این وسایل بیش

ازدههامیلیون تومان است. پس...

بدینوسیله به اطلاع کلیه مردم

 غیوروعزیز شمال استان میرسانیم

برای هرنوع قربانی وإیثار جهت پس

گرفتن وبیرون آوردن بیت المال وحق

 تصرف شده مسلمین أزچنگال

خدابیخبران وغاصبان دین فروش آماده

 باشند.

"ولله العزة ولرسوله وللمومنین ولکن‌ المنافقین لایعلمون"الآیة

http://www.somalzi3km.blogfa.com/

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 2:25  توسط   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

" ومکروا ومکرالله والله خیرالماکرین" الآیة

 

مولانا حافظ محمد علی: طلاب وپرسنل ما همه شهادت طلبند

 

طبق آخرین گزارشها از مدرسه لوتک خائنین واشغالگران مشغول تاراج اموال واجناس فروشگاه وانبارهای حوزه می باشند درمقابل طلاب وارد اتاقهایشان می شوند ووسایلشان را جمع می کنند تا درروستای عظیم آباد درمدرسه تازه تاسیس ثبت نام کنند وخائنین با اصرار فراوان سعی می کنند طلاب رانگه دارند طوری که حاضر شده اند به هر طلبه مبلغ 30هزارتومان بدهند

تا نزد آنها بماند ودر مدرسه ای که از اختیار شیخ الاسلام بیرون رفته ودر اختیار کامل ولایت سفیه ایران با سرپرستی عبدالله حسن زهی عامل دست نشانده ودین فروش اداره خواهد شد،ثبت نام کند! لاحول ولا قوه الابالله.......

 

واما اخبارمربوط به دادگاه شیرمرد سیستان:

استاد مولانا حافظ محمد علی همان طور که در خبرهای قبلی  به عرض شما رساندیم امروز صبح( چهارشنبه) به  دفتراطلاعات ودادگاه شهر زابل احضار شدند

که ازصبح تا ساعت2 بعدازظهرهمراه ده ها نفر از مردم غیور زاهدان وزابل مراجعه کردند اما خبری از اشغالگران ومدعیان دروغین وراثت حوزه لوتک نشد وبالاخره رئیس دادگاه زابل پرونده را به دادگاه زاهدان ارجاع داد تا به آن رسیدگی شود.

سپس مولانا حافظ محمد علی  همراه جمعی از مردم وعلماء منطقه به روستا ی عظیم آباد تشریف بردندکه با استقبال گرم وپرشور مردم وطلاب مواجه شدند درحالی که از شدت شوق اشک می ریختندونعره تکبیرسرمیدانند؛ ایشان سپس در جمع مردم ،طلاب ومعتمدین فرمودند: بنده بارها وبارها مخصوصا در آخرین جلسه سخنرانی سال تحصیلی قبل عرض کرده ام که مدرسه اسم آجروسیمان وساختمانها نیست بلکه مدرسه به فکر وانگیزه وعقیده می گویند، هر کجا که کار دین باشد همانجا مدرسه است

همانطور که به جسم بی روح انسان ،انسان گفته نمی شود بلکه تا زمانی که روح ونفس در کالبد باشد به آن انسان می گویند  حوزه هم  بدون اخلاص وانگیزه وفکر ساختمان محض است.

گربه صورت آدمی انسان بودی                    بوجهل واحمد یکسان بودی  

 

 ایشان سپس خطاب به طلاب فرمودند:  تقوا وخداترسی پیشه کنید واز نماز تهجد وذکروعبادت غافل نباشید ودرعوض غیبت وبد گویی مخالفین به فکر دینداری مردم باشید، ایشان همچنین اظهار داشتند خیلی از علماء ومسئولان مدارس بزرگ بلوچستان تماس گرفته وابراز همدردی کردند.  نماینده تام الاختیارشیخ الاسلام درسیستان افزودند: به فکر معاش خود ومدرسه نباشید خداوند همه چیز را خودش درست می کند

مثلا دو سه نفرفقط ازطایفه شه بخش هزینه آجرها وآهن ها را تقبل کرده اند.

خدا گرزحکمت ببندد دری   ز رحمت گشاید دردیگری

 

   اینجا مرد میدان می خواهد و لازم است همه آمادگی کامل برای رویاروئی با تمام مشکلات را داشته باشند ومردم بدانند که طلاب وپرسنل ما هراسی از مرگ نداشته وعاشق شهادت هستند (تکبیر حضار)،مارااز مرگ وپرونده سازی نترسانید اکنون الحمدلله ماهمه احساس آزادی می کنیم درگذشته مثل مهمان بودیم گرچه مسئولیت ها ومخارج دست ما بود ولی سایه سنگین شیطنت و جوسازی برسر مابود ودلهره داشتیم، دائما گزارش ردمی کردند ودرکارما سنگ اندازی می کردند.

ایشان در پایان متذکر شدند:آنجا روزانه قران تلاوت می شد طوری که ششصد نفر بدون استثنا روزی یک بار سوره یس راتلاوت می کردند که برکاتش به اهالی آبادی می رسید ولی افسوس که این نعمت عظیم از آنها سلب شد وافتخار آن نصیب شما مردم غیوروموحد عظیم آباد شد.

 

لازم به ذکر است پرونده چهارم(که همه ساختگی ومبتنی براکاذیب هستند) مولاناحافظ محمدعلی شنبه هفته آینده دردادگاه ویژه روحانیت زاهدان بررسی خواهدشد. التماس دعا

http://www.somalzi3km.blogfa.com/

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 2:24  توسط   | 

حضرت مولانا عبدالحمید طی نشستی با اساتید حوزه ی دارالعلوم زاهدان وعلماء حقانی سیستان اظهار کردند دیگربه هیچ عنوان حاضر نیستم دراسلام آباد حتی یک  کلاس از طرف ما دایر شود.

با توجه به مشکلات امنیتی و دخالت های ارگانهای مختلف دولتی در امورحوزه ی دارالعلوم محمدیه و اصرارمردم مناطق دیگربراستقرار مولانا حافظ محمد علی دران مناطق؛شیخ الاسلام تصمیم گرفتند این حوزه را به روستای عظیم آباد در یک کیلومتری شرق روستای اسلام اباد منتقل نمایند.

فعلا برای تهیه کردن اتاق موقت (کانتینر)اقدام شده است ویکی ازافراد خیٌرمنطقه قول داده است صد بار آجر جهت احداث ساختمان جدید مسجد حوزه ی جدید التاسیس فراهم خواهد کرد.

مولانا حافظ محمد علی فرمودند:مدرسه نام آجر وساختمان نیست مدرسه نام فکروعقیده است هرجااستاد وشاگرد باشند مدرسه همانجاست چه دراتاقی باشند چه در خیمه چه زیر درخت!پس مردم دیندار اهل سنت ناراحت نشوند که بنای ظاهری مرکز دینی را از دست دادند.

لازم به ذکر است خشت اول این حوزه توسط دولت رافضی بعد از انقلاب گذاشته شده است که بعد ازتحویل به دارالعلوم زاهدان ساختمان آن توسعه یافت وزمین موقوفه آن توسط مرحوم حاج رحمان خان براهویی وقف شده است واگر بنا باشد مدرسه به کسی ارث برسد باید به بازماندگان آن مرحوم برسد نه به فرزندان ملائی که فقط متولی حوزه تا سال ۱۳۶۹بوده است.

والسلام 

http://www.somalzi3km.blogfa.com/

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 2:23  توسط   | 

طبق آخرین اطلاعات حوزه دارالعلوم محمدیه همچنان دراشغال اراذل واوباش است. عوامل سپاه واطلاعات قفل انبارومغازه حوزه راشکسته وبه کالاهای حوزه دستبرد زدند.

 "هاشمی" معاون آقای سلیمانی روز دوشنبه همراه مولوی الیاس اسماعیل زهی و"قاسمی" ازمسئولان اطلاعاتی امنیتی زاهدان اسلام آبادآمدند، این هیئت إبتدا با اشغالگران (مزدوراطلاعات) وسپس با اساتیدومردم منطقه دیدار کردند. 

اراذل واوباش که توسط سپاه پاسداران مسلح شده اندبهنگام ملاقات با معاون وفرستاده سلیمانی اسلحه خود رامخفی ومظلوم نمائی کردند وازصحبت هایش با مولانا حافظ محمدعلی چنین معلوم میشدکه گویا وکیل مدافع اشغالگران است  ناگفته نماند مولانا حافظ محمدعلی باکمال شجاعت تمام ماجرا راتعریف کرده واشغالگران را مزدور نظام قرار دادند وجریان بازداشتی خود رابازگوکرده وگزارشهای کذب عوامل خودفروخته را تکذیب کردند.ایشان خاطرنشان کردند اگربنده فتوای جهادمیدادم تاحالایکی ازعوامل اطلاعات زنده نبود ولی عده ای ازجوانان وطلاب که کاسه صبرشان لبریزشده بودبدون اطلاع اساتیدحوزه باپرتاب سنگ وآجر بسوی اراذل ومامورین اطلاعات که درلباس شخصی بودند آنها را مجبور به فرارمفتضحانه کردندتاجائیکه شخصی باوجودتیراندازی وخالی کردن دوخشاب گلوله بسوی جوانان خشمگین بازهم فرار رابرقرارترجیح داده وازخانه خودهم گریخت.

لازم بذکر است مولاناحافظ محمدعلی فردا(چهارشنبه) جهت شرکت درجلسه دادگاه زابل بالاجبار به زابل سفرخواهندکرد ایشان قبل ازاین هم احضارشده بودند.

توضیح:حوزه محمدیه اسلام آبادزابل درسال۱۳۶۹ توسط مولوی محمدگل به سرپرست شورای هماهنگی مدارس اهلسنت استان تحویل داده شدوایشان درسمت امام جمعه مسجدجامع روستای اسلام آبادماندند؛ ولی بعداز وفات مرحوم دوفرزندبزرگترش(عبدالله،عبدالباسط) ادعاکردند حوزه ومسجد ملک شخصی پدرشان بوده وآنهامستحق ارث پدرشان هستند!! ومولانا عبدالحمید میراث آنهاراتصرف کرده است!!!! چنانچه باحمایت وپشتیبانی حکومت سبب زندانی شدن نماینده تام الاختیارحضرت شیخ الاسلام جناب مولاناحافظ محمدعلی شدند سپس بعدازگذشت یکسال کتبا از ادعای خود عقب نشینی کرده واعلان کردند در امورحوزه هیچ گونه دخالتی نخواهندکرد اما طبق عادت همیشگی خودعهدشکنی کردندوباحمایت دستگاههای مختلف دولتی حوزه را اشغال کرده وبسیاری از طلاب را اسیرکردند که بعدازچندین ساعت اسارت آزادشدند.

منتظراخباربعدی باشید٪

 http://www.somalzi3km.blogfa.com/

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 2:23  توسط   | 
در شب پنجم آبان‌ماه، نیروهای مسلح ناشناسی که ملبس به لباس شخصی بودند  اقدام به تصرف و بستن مدرسه محمدیه اسلام آباد لوتک (یکی از بزرگ‌ترین مدارس اهل‌سنت ایران) نمودند. طبق اخبار و گزارشهای رسیده از منطقه، نیروهای مسلح ناشناس، ساعت دوازده شب به مدرسه دینی محمدیه حمله‌ور شده  و با ایجاد رعب و وحشت و تیراندازی، اساتید و طلاب را مجبور به ترک مدرسه کرده، درب‌های مدرسه را بستند. تا کنون که دو روز ازتصرف مدرسه بدست افراد مسلح می‌گذرد هنوز این افراد مدرسه را در کنترل خویش داشته و به هیچ‌کس اجازه ورود به مدرسه را نمی‌دهند.طلاب مدرسه که دو روز را در مسجد و اطراف حوزه گذرانده بودند، امروز (دوشنبه) مجبور شدند تا به روستای مجاور رفته و در منازل مردم موقتا سکنی گزینند. برای حل هرچه زودتر این مشکل از تمامی مسلمانان تقاضای دعا داریم. اخبار تکمیلی متعاقبا در اختیار مردم قرار خواهد گرفت.لازم به ذکر است که مدرسه محمدیه زابل، یکی از بزرگ‌ترین مدارس دینی اهل‌سنت ایران می‌باشد که شانزده سال پیش توسط مولانا محمد گل به حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان واگذار شد، و از آن زمان شعبه ای از دارالعلوم زاهدان بوده است، و خدمات دینی شایانی که به جامعه نموده بر هیچ‌کس پوشیده نیست. مسئول و نماینده تام الاختیار حضرت شیخ الاسلام در آن حوزه، جناب مولانا حافظ محمد علی اسماعیل زهی بودند.
از خداوند می‌خواهیم هرچه زودتر این مشکل را حل بفرماید.

http://www.somalzi3km.blogfa.com/

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 2:22  توسط   | 

آقای قزوینی از جناب مولانا عبدالحمید رهبر مذهبی اهلسنت ایران برای باری دیگر تقاضای مناظره کردند که در برابر اتحادیه جوانان اهلسنت ایران چون آقای قزوینی را در مقام مناظره نمی داند و ایشان دارای هیچ گونه مسئولیتی در برابر نتائج مناظره نیستند آقای خامنه ای را دعوت به مناظره مستقیم تلوزیونی می نماید و اگر آقای خامنه این تقاضا را بپذیرند اتحادیه جوانان اهلسنت ایران که از شاگردان شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید هستند رسما در این مناظره حضور خواهند یافت و حقیقت مذهب شیعه صفوی که مجموعه ای از کفر و شرک و بدعت هست را برای مردم ایران ثابت خواهند کرد.

اتحادیه جوانان اهلسنت ایران

 |+| نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 20:20  توسط   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران اهانت به عقائد اهلسنت توسط شبکه سوم سیما را به شدت محکوم می نماید و چنین اقداماتی را موجب تفرقه و اختلاف بین مردم ایران می داند که رژیم ولایت فقیه جهت حقظ و بقای حکومت ننگین خود بدان می پردازد.

 

البته اهانت به عقائد و مقدسات مسلمانان شیوه دولتمردان ولایت فقیه بوده است و دولتمران رژیم همیشه با اهانت به اعتقادات بیست ملیون اهلسنت ایران و یک ملیارد مسلمان جهان قلوب مسلمانان را جریحه دار کرده اند که به چند نمونه آن اشاره می کنیم:

 

 بنیانگذار انقلاب شوم ولایت فقیه  ؛ خمینی در کتابش کشف الاسرار مقدسات یک ملیارد مسلمان را با بدترین الفاظ یاد کرده است و اصحاب و همسران پیامبر صلی الله علیه و سلم را( العیاذ بالله ) منافق و زندیق معرفی کرده است.

 

هنگام تدوین قانون اساسی این نظام شوم مذهب شیعه اثنا عشری  به جای اسلام به عنوان مذهب رسمی ایران اعلامی می شود و پیروان مذهب اهلسنت به عنوان اقلیت معرفی می گردند.

 

شبکه سراسری با منتشر کردن سریالهای موهنی همچون سریال امام علی قلوب مسلمانان جهان و ایران را جریحه دار کردند و هر چند علما و اندیشمندان اهلسنت به پخش این برنامه ها اعتراض کردند باز هم صدا و سیمای ولایت فقیه بدون توجه به اعتراضات به پخش آن ادامه دادند.

 

از انقلاب خمینی تا کنون دهها مسجد که مکان مقدس و محل عبادت الله هستند توسط رژیم تخریب و صحف قرآنی و احادیث نبوی زیر آوار دفن شدند.

 

برگزاری نمایشگاه کتاب در بلوچستان و نمایش کتابهائی که بهترین یاران پیامبر اسلام را که از مقدسات مسلمانان هستند را به باد توهین و استهزا گرفته اند.

 

پخش کتب موهن در مناطق سنی نشین ایران به صورت مجانی تا به خیال خود سنیان ایران را به اسلام راستین دعوت نمایند.

 

دشنام دادن به اصحاب پیامبر خصوصا به فاروق اعظم حضرت عمر رضی الله عنه در دانشگاهها و پایگاههای ارتش تا دانشجویان و سربازان سنی را بدین طریق آزار دهند که در برخی جاها مثل دانشگاه زاهدان و پایگاه ارتش در کرمانشاه چنین اهانتهائی واکشنهای جوانان اهلسنت را به دنبال داشته است و به زد و کوب فیزیکی و زندان و بازداشت دانشجویان و سربازهای سنی منجر شده است.

 

و صدها مورد دیگر و این مورد اخیر هم توسط صدا و سیما که برای باری دیگر صدا و سیما  با دعوت کردن از فردی بنام تیجانی  که خود را یک سنی سابق معرفی می کرد دشمنی و عداوت رژیم ولایت فقیه را با اهلسنت ثابت کرد و به جامعه اهلسنت ایران نشان داد که این استکبار جهانی نیست که می خواهد بین مردم ایران اختلاف بیاندازد بلکه دولتمردان متحجر و متعصب ولایت فقیه هستند که خواهان اختلاف هستند تا به نفع خود بهره برداری نمایند.

 

اهلسنت باید بدانند که در رژیم ولایت فقیه دارای هیچ جایگاهی نیستند و هیچ انسان به شما نمی آیند و صراحتا و از صدا و سیما به عقائد و مقدساتشان اهانت می شود و به اعتراضها و انتقادها نه تنها که هیچ توجهی نمی شود بلکه معترضان تهدید و سرکوب می شوند.

 

جامعه اهلسنت خوب به یاد دارند وقتی مجاهد بزرگ و عالم اندیشمند مولانا ابراهیم دامنی در یک سخنرانی همین تیجانی را مورد انتقاد قرار داد بازداشت و به زندان انداخته شد و بعد از شکنجه های  وحشیانه  بعد از نه سال آزاد شد که باز هم در یک توطئه تصادف جام شهادت نوشید و به جامعه اهلسنت و خصوصا به علمای اهلسنت آموخت که در ایران دیگر امکان بیان حق و حقیقت وجود ندارد و باید راه جهاد و مبارزه برگزیده شود تا جامعه اهلسنت از چنین اهانتهائی  محفوظ گردند و هم به حقوق سیاسی ، اجتماعی و مدنی خود برسند.

 

در آخر جنبش مقاومت مردمی (جندالله) به رژیم زبون ولایت فقیه و مزدورانش در مناطق اهلسنت هشدار می دهد که اهانت به مقدسات و عقائد اهلسنت بی پاسخ نخواهد ماند و جوانان اهلسنت چنان بی غیرت نشده اند که در برابر این اهانتها سکوت پیشه کنند بلکه هر یک از جوانان مومن و مسلمان اهلسنت برای دفاع از دین و عقیده اش از فدا کردن جان خود ابا نخواهد کرد و برای دفاع از اصحاب و همسران نبی هزاران جان را فدا خواهند کرد حتی  جوانان اهلسنت در راستای حفاظت دین و عقیده شان از حملات استشهادی هم دریغ نخواهند کرد.

 

جنبش مقاومت مردمی ایران ( جندالله)

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 0:44  توسط   | 

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتا بل أحیاء عند ربهم یرزقون )

شیخ محمد صالح ضیائی

تاریخ تولد : تیرماه سال 1318 ه . ش
محل تولد: روستای هود ـ استان فارس
سمت : مدیر مدرسه علوم دینی خواجه عطا ـ بندر عباس
یکی ازعلمای مشهورجنوب کشور
مدت زندانی : ........ سال
تاریخ شهادت : تیر ماه سال 1373 ‌ه . ش

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 18:13  توسط   | 

( ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتا بل أحیاء عند ربهم یرزقون )
شیخ شهید ناصر سبحانی
تاریخ تولد : سال 1330 ه . ش
محل تولد : روستای دوریسان،شهرستان پاوه ـ استان کرمانشاه
سمت : نماینده استان کرمانشاه در کنگره اول و دوم شمس
تحصیلات : فارغ التحصیل علوم متداول اسلامی ـ اجازه إفتاء و اجتهاد
یکی ازمجتهدین معاصر
مدت زندانی : .............
تاریخ شهادت : خرداد ماه سال 1368 ه. ش

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 6:27  توسط   | 
انقلاب ایران دربهمن ماه1357 انعکاس بسیارگسترده ای درسطح جهان داشت. شعارها ومرگ گوئیها و وعده های توخالی و فریبنده، ستم دیدگان را به امید آزادی و رسیدن به حقوق ازدست رفته شان، به خیابانها کشاند.

وشعارهای فریبنده ای همچون شعارآزاد سازی قدس ونیزشعاراستقلال،آزادی درهمه جا طنین افکند و رهبران جهان اسلام خوشبینانه ازآن استقبال کردند،ولی دیری نپایید که کینه ها وعداوتهای نهفته درسینه های بیمارگونه رهبران انقلاب فاش و عقده های چندین ساله آنان نسبت به جهان اسلام و اماکن مقدسه مسلمین برملا گشت وبه موازات آن مسیرآزاد سازی قدس ازکربلا ونجف وپس ازمدتی از راه مکه ومدینه، تعیین گردید.

سردمداران انقلاب با شعارهای توخالی وعاری ازحقیقت و در راستای تحقق آرزوهای استبداد وخود کامگی خویش، توده ها را بسیج کردند وبرای رسیدن به اهداف شومشان برادامه جنگ تحمیلی وبی حاصل ایران وعراق پافشاری وبه آرمانهای ملت وانقلاب خیانت کردند.

گروههای سازمان یافته ای همچون مجاهدین خلق،فدائیان خلق وتوده ای هارا یکی پس ازدیگری با حیله وترفند ازمیان برداشتند تا پایه های لرزان حکومت استبدادی خویش را مستحکم سازند، به همسنگران و همرزمان قدیمیشان همچون آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری و... پشت کردند.

طالقانی را مسموم ومنتظری را خانه نشین نمودند وعلامه احمد مفتی زاده ازرهبران کرد اهل سنت را راهی سیاه چالهای مخوف کردند وبدین طریق همه قول وقرارهایی که درمورد اعطای حقوق اهل سنت ازجمله اجازه بنای مسجدی که درتهران داده بودند را زیرپا گذاشتند وازمرزشرافت وانسانیت وصداقت گذشتند وبرسکوی شرارت وخیانت تکیه زدند.

آن کسانی که خارمسیرشرارت بار وسد انحصارطلبی وخود کامگیشان بودندبا نیرنگ ازسرراه برداشته شدند.حتی به سید احمد خمینی خانه نشین نیزرحم نکردند واورا مسموم ساختند.

تارهای عنکبوتی ولایت فقیه را برگرد ملت تنیدند ودربیدادگاه های خویش تازیانه جور و ستم را بر مردم بی نوا نواختند.

بسیاری از آزادی خواهان و دانش وران را اعدام و جمع کثیری از زندانیان بی گناه را درسیاه چالهای قرون وسطایی خویش به قتل رساندند.

به بهانه های واهی،همچون عدم التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه،دانشجویان وقشرتحصیل کرده وبویژه اقلیتهای اهل سنت را ازاستخدام درادارات دولتی وحقوق مسلم اجتماعی وسیاسی محروم کردند وقشربی سواد وخود رای وخود سر را بر سرملت حاکم ساختند.

مستبدان رژیم درتریبونها و درمحافل ومجالس، خشونت وترور را دراذهان قشرکج اندیش تزریق کردند و به دنبال آن نوچه ها وعمال تروریستی آنان موجی ازخشونت و ارعاب وترور را در داخل وخارج از کشور به راه انداختند، که قتهایزنجیره ای درتهران، مشهد و... وشهادت بیش از ده هزار

نفر از روحانیون سرشناس اهل سنت ایران، نمونه کوچکی از جنایات بیشمار رژیم است.

ولایت سالاران ایران که دربدوانقلاب با قیل وقال مدعی گسلاندن زنجیرهای ظلم وستم و رهانیدن انسانها ازاسارت و سلطه استکباربودند با گذشته نازیباوعملکرد سفاکانه خویش نشان دادند که خود مردم را به سوی ظلمت و بردگی و استبداد رهنمون اند و درآفرینش وایجاد فتنه و آشوب رهبرند وبنام اسلام ودین هرجنایت وهرخیانت وظلم وغارتی را مرتکب شدند.

ارتشاء، فساد اداری، سوء مدیریت، جور، اختناق،ارعاب،ترور، بازداشتهای غیرموجه، شکنجه، زندان، اعدام، تفتیش عقاید، تضییع حقوق اقلیتهای قومی ومذهبی، تخریب اماکن مقدسه وتوهین به مقدسات اهل سنت، بیکاری،گرانی، تورم، به تاراج رفتن بیت المال، حیف ومیل ثروت ملی کشور و... و...و... محصول چندین ساله انقلاب سیاه ولایت فقیه است.

مردم به ویژه اهل سنت ایران با تمام فشارهایی که ازناحیه عمال رژیم مستبدولایت فقیه دیده وتحمل کرده اند تا هنوز نمرده وبلکه حساستر وهوشیارترشده اند وبا وحدت ویکپارچگی درپی احقاق حقوق پایمال شده چندین ساله خود برآیند وبیش ازاین به زورگویان وقیم مآبانی که بدترین جفاها را برتوده های مظلوم روا داشته اند اجازه ندهند که با سرنوشتشان بازی کنند وخواسته

هایشان را به بازی بگیرند.

هرچند جو حاکم بر کشور یک جوخفقان آور وپلیسی به تمام معنی است وعرصه را برحق خواهان تنگ وتنگتر کرده وحق تنفس آزاد را از همگان سلب کرده است، ولی این جو زجرآورباید با دستهای گره کرده مردم شکسته شود وخروش آزادی خواهی و فریاد استبداد ستیزی کاخ های بی بنیاد ولایت سالاران را به لرزه درآورد و رژیم پوشالی و ستمگر آنان را در هم نوردد که این کاربه یاری خداوند وهمدلی همه اقشارمردم شدنی است وبزودی زود مرگ برجهان ستمگران خواهد گذشت ونهال آزادی به بارخواهد نشست.

میگویند: پیش ازخروج تاتارها مردم ازظلم فئودالها، خوانین وشاهان خود کامه، آنفدربه جان رسیده بودند که این طور دعا میکردند:

ای خدای زمین وسیاره             پادشاهی فرست، خونخواره

عدد مردمان  زیاد   کند            هر یکی را کند دو صد پاره  

بالاخره دعای مردم مقبول گشت وتاتارها خروج کردند و هرکس وهمه چیز را درهم نوردیدند "کشتند وبردند وسوختند"  تاتارها تاختند و به دار آویختندو همگان باختند.

اکنون اهل سنت ایران دراین فکرند که چگونه دعا کنند و از دست چه کسی رهایی خود را بخواهند؟

ازدست عمال اطلاعات وبازداشتهای بی رویه ویا ازدست نمایندگان ولی خودکامه فقیه وقیم مآبی آنان، ازدست دخالتهای بی جای دفترولی خود کامه فقیه درعزل ونصب ائمه جمعه وجماعات وسیطره بر مراکزدینی وحوزوی اهل سنت ویا ازدست رسانه های گروهی وشیخهای رذل رژیم که افسار گسیخته به مقدسات اهل سنت توهین میکنند وبی شرمانه دم ازوحدت و تساوی حقوق میزنند.

ازدست چه کسانی ؟  ازدست همه وهمه کس، ازولی خودکامه فقیه گرفته تادژخیمان سیه چالها، ازبیدادگاه های رژیم گرفته تا هیئتهای نظارتگر آن، ازشورای نگهبان گرفته تا مجمع تشخیص مصلحت نظام، ازمحافظه کاران گرفته تا به اصطلاح، اصلاح طلبان. از راس هرم گرفته تا قاعده آن!!!ازدست همه وهمه کس، درواقع همه ایشان سروته یک کرباسندوخونخوارترازتاتارها هستند، اگرمغولها بنام "یاسا" مردم را قتل عام میکردند، اینان بنام"ولایت مطلقه فقیه والتزام عملی به آن" خون مردم را میمکند وبرگرده مردم حکمروایی میکنند.

 ولایت سالاران ازقطره های خون بی گناهان برای خود سفره های رنگین ساخته وبا زر و زور و تزویرملت را به زنجیرکشیده اند وبا زندگی مردم معامله کرده ومیکنند. هرچند که دیگر رضای ایشان رنگ باخته وماسک ازچهره های کریهشان برداشته شده است و نسل انقلاب علیه بیدادهایشان به پا خواسته است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 1:15  توسط   | 
اقدامات خصمانه و ضد مردمی و ضد اخلاقی و ضد اسلامی سردمداران نظام ولایت فقیه ایران علیه شهروندان و ترور مخالفین استبداد در داخل وخارج از کشور و رای دادگاه نیکونوس آلمان در مجرم بودن سران ایران و گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز که طی انتشار نامه ای در مورخه 14/2/1383 خامنه ای را بزرگترین دشمن آزادی بیان دانست، و مداخله رژیم ایران در امور کشورهای همسایه به ویژه در افغانستان و عراق بر همگان واضح و روشن است.

محکوم کردن رژیم ایران در مجامع بین المللی به ویژه قطعنامه اخیرمجمع عمومی سازمان ملل متحد مورخه 30/9/1383 که در آن نقض گسترده حقوق بشر در ایران محکوم گردید، هرچند اینگونه محکومیتها چندان تاثیری در سیاست اقتدارگرایان ندارد و نقض حقوق شهروندان کماکان ادامه داشته و ادامه خواهد یافت،اما ماهیت تروریستی و خودکامگی انحصارطلبان را برملا ساخته و طبل رسوایی آنان را به صدا درمی آورد.

موارد نقض آشکارحقوق بشرازقبیل:خفقان مطبوعات،استفاده از شکنجه،عدم آزادیهای سیاسی و مدنی،عدم آزادی عقیده و بیان،تفتیش عقاید،تبعیضات مذهبی و قومی و... کاملا سازمان یافته و برنامه ریزی شده است و قلع و قمع مخالفین استبداد و محاکمه های سوری بدون توجه به دفاعیات متهمین به نحو گسترده ای ادامه دارد و همه دست اندرکاران رژیم از محافظه کاران گرفته تا اصلاح طلبان درون حاکمیت در آن شریک و دخیل هستند.اگرچه بنابه مصلحت و در راستای حفُُظ موقعیت،سردمداران رژیم هر از چندگاهی تخلف از موازین حقوق بشر را به گردن این و آن می اندازند و در برابرخشم فروخورده مردم و مطالبات بی شمار نسل جوان،چهره معصومانه ای به خود می گیرند که در حقیقت به بازی موش و گربه بیشتر شباهت دارد تا به واقعیت،به عنوان مثال درپی بالا گرفتن موج اعتراضها برروند دستگیریهای روزمره مخالفین استبداد و ادامه شکنجه در زندانها،خاتمی رئیس جمهور در نهم اردیبهشت ماه سال 1383 اعتراف کرد که در زندانها، ما زندانی سیاسی داریم وافرادی نیزبه خاطر عقیده و بیان زندانی شده اند.

به دنبال اعتراف خاتمی، شاهرودی رئیس قوه قضائیه طی مصاحبه مطبوعاتی سخنان خاتمی را دور ازحقیقت خواند و اعلام داشت که ما در زندانهایمان زندانی سیاسی نداریم و هیچ کس به خاطر عقیده و بیان زندانی نیست.عقیده و بیان در ایران آزاد است و در دنیا نظیرندارد؟!

البته میتوان قبول داشت که ایشان آزاد هستند هر طور دلشان بخواهد حرفها را به هم ببافند و یقینا این حرفها را ازمنظر آزادی مطلق و بی قید و حصرعمال خون آشام رژیم به ویژه دژخیمان سلاخ خانه ها، چشم بسته به هم بافته اند.

شاید بسته شدن بیش از دویست روزنامه و مجله و زندانی شدن ده ها خبرنگار را در زندان اوین(تیرماه سال1382) و آن هم به خاطر یک عکس و شکنجه شدن ده ها نفر از ملی- مذهبی ها را در سلاخ خانه های رژیم،ندیده و نشنیده باشند.

و شاید هم آقای شاهرودی به خاطرسنگینی عمامه متناسب با سنگینی مسئولیتش اصلا و ابدا اطلاعی از موضوع زندانیان نداشته باشد، و الا دروغگویی و عوام فریبی تا این حد چه مفهومی میتواند داشته باشد؟!

جای تعجب نیست چرا که دروغگویی و عوام فریبی حاکمان مستبد ایران سابقه ای به درازای انقلاب دارد، و از بدو انقلاب تا کنون بوده و خواهد بود.

چنانکه یزدی رئیس سابق قوه قضائیه بنابه گزارش روزنامه کیهان شماره 14068 – شنبه 17/9/1369 در طی سخنانی در مورد گزارش نماینده کمیسیون حقوق بشرگفت:

من به عنوان مسئول دستگاه قضائی کشور می گویم که حتی یک نفر زندانی به اتهام عقیدتی و به جرم طرز تفکر و عقیده در کشور وجود ندارد!

وی این سخنان را بی شرمانه در تریبون نمازجمعه تهران در حالی بر زبان میراند که در زندانهای ایران جمعی از دگر اندیشان و مخالفین ولایت فقیه همه روزه شکنجه و اعدام میشدند و چندین تن از روحانیون اهل سنت ایران به اتهام خود ساخته وهابیت و تبلیغ و تشویش اذهان عمومی (که از برچسبهای از پیش تعیین شده دادگاه ویژه روحانیت است)در سلاخ خانه های رژیم زیر ضربات شلاق های حقد و کینه دژخیمان قرارداشتند از قبیل:

 مولوی ابراهیم دامنی به اتهام پاسخگویی به یاوه سرایی های تیجانی موهوم ،مولوی ابراهیم صفی زاده به اتهام تشکیل شورای هماهنگی و فعالیت بر ضد(عمال خود سر و مداخله گر)رژیم، مولوی سیداحمد سید الحسینی و مولوی عبدالوهاب خافی به اتهام تبلیغ علیه نظام، و...

رفسنجانی دردوران تصدی ریاست جمهوری در مراسم سالگرد انقلاب 22/11/1371 اظهار داشتند: "مردم ایران آزادترین مردم دنیا هستند"!!!

رفسنجانی در حالی دم از آزادی و عقیده می زد که همزمان با آن تعداد ده نفر از روحانیون اهل سنت ایران در برابر بت ولایت سالاران و نپذیرفتن حلقه زنگ زده غلامی ولی خود کامه فقیه، به اتهام تبلیغ علیه اختناق مذهبی در زندان مرکزی وکیل آباد مشهد، سلولهای بیست وبیست و یک بند پنج بخش نظامیان دوران طویل المدت حبس و شکنجه را میگذراندند.

حاکمان ظالم ایران که اختناق مذهبی و خود کامگی و ولایت سالاری و تفتیش عقاید را آزادی عقیده مردم سالاری قلمداد می کنند و بر طبل آزادی می کوبند و مردم ایران را آزادترین مردم دنیا می نامند، اصولا برای مردم حقی برای تعیین نوع حکومت قائل نیستند و مردم را همچون یتیمان بی سرپرستی می انگارند که احتیاج به قیم دارند و معتقدند که ولی خود کامه و اذنابش قیمان ملت هستند!

آن آزادی که سردمداران انقلاب از همان اوان دوران سیاه اختناق تا به حال بر طبل آن میکوبند، یک دایره مقرر شده از سوی ولایت سالارانی است که خطوط فکری و خط و مشی عملی مردم را تعیین میکنند و قیم مآبانه از مردم بی نوا میخواهند که طوعا و کرها مطیع و فرمانبردار بی چون و چرای ولایت مطلقه فقیه بوده و با التزام عملی به آن در چارچوب تعیین شده ازسوی حکومتگران حرکت کنند و کاری به کار مسئولین و عمال خودسر نظام نداشته باشند و هرچه مسئولین گفتند و هرجنایتی را که مرتکب شدند مردم وظیفه دارند که از آنان تعریف و تمجید نمایند و بگویند: این عین عدالت است چون ،صلاح و مصلحت مملکت خویش خسروان دانند.

دراین صورت چنین مردمانی آزاد هستند و مجال نفس کشیدن را دارند و در غیر این صورت اگر کسی دست از پا خطا کند و یا از اختناق و عملکرد عوامل اطلاعات بنالد و یا کوتاهی ها و نارسائیها را وانمود سازد و یا بگوید بالای چشم فلان وابسته حاکمیت ابرو است، حسابش با سلاخ خانه های رژیم است چرا که یا اخلالگر است و یا وهابی ویا اشرار ویا.......!!!                                        

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 1:21  توسط   | 
وحدت در ذات خود چیز خوبی است و خداوند در قرآن کریم مسلمانان را به آن فراخوانده و از تشتت وپراکندکی برحذرداشته است به طورمسلم وحدت و اتحاد و همدلی مزایای بیشماری دربردارد که برهیچکس پوشیده نیست و بدین خاطر است  که خیر خواهان راستین امت ، وحدت را سر لوحه ی کار خود قرار داده و می دهند و سعی برآن داشته و دارند تا آن را عملی سازند.
و از سویی هم واژه ی وحدت یک واژه ی فریبنده است  که دسیسه گران و سود جویان  آن را برای فریب ملت به کار برده و می برند و با سو ء استفاده از نام آن می خواهندسلطه ی خویش را تحکیم بخشند و خواسته ها و عقاید و باور های خود را بر ملت تحت ستم تحمیل نمایند .
تشخیص این دو از یکدیگر وابسته به عملکرد فرد و یا افراد به ظاهر وحدت خواه و دست اندرکار است که با آن می توان حقیقت امر را فهمید ؛ چرا که وحدت یک شعار تو خالی و بدون پشتوانه ی  عمل نیست که در هفته خاصی با آب و تاب از آن یاد گردد و شعار داده شود و افراد معلوم الحال و سنی نمایی همچون عروسک های خیمه شب بازی نمایش داده شوند  و با تمبک و دستار به رقاصی  و پای کوبی برخیزند و روحانی نمایان سنی نما در سمینار ها با سخنان از پیش دیکته شده به بیان آن پردازند و با خود فریبی و مردم فریبی دست در دستان سراپا آلوده ی شیخ های صفوی گرا قرار دهند تا به زعم خود وحدت سنی وشیعه را به نمایش بگذارند و یقینا خودشان می دانند که این دروغی بیش نیست و عملکرد چندین ساله ی عمال رژیم ولایت فقیه نسبت به اهل سنت ، خود بیانگر دروغ بودن وحدت خواهی سردمداران رژیم است .
آنچه امروزه در مناطق سنی نشین از قبیل : بلوچستان ، کردستان ، ترکمن صحرا ، خراسان ، و.. بر سر جوانان اهل سنت می گذرد نمایش حقد و کینه ی صفوی ها نسبت به میلیتهای اهل سنت است و نمی توان به سادگی از آن گذشت ، تنها در استان بلوچستان 700 نفر در بیدادگاه های رژیم به جرم سنی و بلوچ بودن و هم فامیل بودن با مبارزین حق خواه ، به اعدام محکوم شده اند و یکی پس از دیگری به جلاد سپرده می شوند و با نهایت بی رحمی حلق آویز می گردند .
در ترکمن صحرا زمینهای اهل سنت را به زور می گیرند و ترکمن ها را آواره می کنند و بر زمین های غصب شده ی آنان روستا ها و شهرکهایی برای زابلیان شیعه ی مهاجر احداث می نمایند  که یکی از آنها روستای "جماران " در مسیر گنبد- آق قلا است که همه ی ساکنان آن زابلی های مهاجراند و روستای تازه احداث شده ی دیگری بنام "شهرک بهشتی" است که ساکنان آن نیز زابلی های شیعه هستند .
در طول دوران انقلاب، اهل سنت با تبعیض های قومی و مذهبی مواجه بوده و عملا به حاشیه رانده شده اند و از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محروم مانده اند و حقوق شهروندی آنان پایمال گردیده است .
علاوه از آن ، در رسانه های گروهی- که در بست در اختیار رژیم قرار دارد - و در منابر وتکایا علنا به باورها و مقدسات مذهبی اهل سنت توهین می گردد و هر گونه فریاد حق خواهانه ای به شدت و با گلوله پاسخ داده می شود .
و از همه زننده تر آن که مراسم توهین آمیز عمرکشان بر سر قبر موهوم و افسانه ای ابو لؤلؤ مجوسی همه ساله در شهر کاشان از نهم تا یازدهم ربیع الاول بر گزار می شود و در آن مراسم بدترین اهانت ها به یاران پیامبر _صلی الله علیه و سلم_ صورت می گیرد و از دوازدهم ربیع الاول که به اصطلاح هفته وحدت بین سنی و شیعه شروع می شود ؟!
اگر واقع بین باشیم می فهمیم که هفته وحدت سر پوشی است بر وحشت و جنایت و در قاموس نظام ولایت مطلقه فقیه، وحدت میان شیعه و سنی، مطلقا بی معنی است ، و سردمداران رژیم با عملکرد خویش نشان داده اند که وحدت خواه نیستند بلکه وحدت شکنند و راه اندازی هفته وحدت در حقیقت یک نوع دهن کجی و پوزخندی است به معتقدات و باورها و خواسته های بر حق اهل سنت و ولایت سالاران تمامیت خواه از این طریق می خواهند مقدسات مذهبی اهل سنت را به بازی بگیرند و با زر و زور عقاید و باورهای خودشان را بر مردم ستمدیده تحمیل نمایند ، و جنایات مرتکب شده و تبعیضات اعمال شده در مورد اهل سنت را با ترفند و نیرنگ مخفی نگاه دارند و به دیگران به باورانند که اهل سنت در ایران همچون سایر شهروندان ایرانی از حقوق شهروندی خویش برخور داراند ؟!
بنا بر این بر تمام سازمانها و گروه های آزادیخواه است که از هر طریق ممکن، رژیم رسوا شده ی ولایت سالاران را رسوا تر سازند و نگذارند بیش از این اهل سنت ایران مورد ستم و تحقیر واقع شوند .
انجمن شاهد


 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 3:38  توسط   | 

به نام خدا

جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که عوامل مخبر و وطن فروش و خائن و مسئولین جنایتکار رژیم که در ترور نافرجام آقای عامر ناهوگی از مسئولان شاخه سیاسی جنبش دست داشته اند پس از تلاشهای پیگر شبکه اطلاعاتی جنبش مقاومت مردمی شناسائی شده اند و در همین راستا شاخه های نظامی جنبش مقاومت مردمی در اسرع وقت جهت دستگیری و مجازات این افراد مخبر و جنایتکار اقدامات لازم را به عمل خواهند آورد.

جنبش مقاومت مردمی ایران

(جندالله)

 |+| نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 3:20  توسط   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله وحده و الصلاه و السلام علی من لانبی بعده
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
اذن للذین یقتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر
اما بعد : السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

انجمن روحانیت اهل سنت اعلام می دارد با توجه به فشار و محدودیتهای که از طرف رژیم بر مدارس دینی و ائمه جمعه و جماعات وارد است متاسفانه ما علماء و طلاب اهل سنت ایران قادر به بسط و گسترش فعالیتهای سیاسی به هدف روشنگری مردم نبوده و همچنین انتقاد صریح و مستقیم از سیاستهای شیطانی رژیم به منظور پرده برداشتن از توطئه ها و دسیسه هایش امری کاملا غیر ممکن بوده است ولی قابل ذکر می باشد وجود این فشارها هرگز نمی تواند بیانگر این امر باشد که قشر علماء و طلاب اهل سنت ایران از رسالت عظیم خویش در برابر خدا و مردم غافل بوده ، بلکه وجود این فشارها تنها سبب گشته است که علماء و طلاب اهل سنت ایران فعالیتهای سیاسی خود را از حالت علنی به حالتی خاموش و زیر زمینی تغییر شکل دهد .

انجمن روحانیت اهل سنت ایران اعلام می کند که اگر تا کنون ما سکوت کرده بودیم تنها بدین دلیل بوده است که رژیم فاسد ایران بهانه ای برای جلوگیری از فعالیتهای محدود سیاسی در مدارس دینی نیابد ولی اکنون وضعیت به قدری متشنج و بغرنج گشته است که اگر ما به این سکوت که بنا بر مصلحت بوده است ادامه دهیم نه تنها به رسالت مقدس خویش در جهت روشنگری آحاد مردم و افشاء توطئه ها و نیرنگهای شیطانی رژیم خیانت کرده بلکه راه را برای جنایات و نسل کشی های رژیم در بلوچستان هموار کرده ایم لذا بدین وسیله انجمن جامعه روحانیت اهل سنت ایران حمایت قاطع و صریح خود را از برادران مجاهد در جنبش مقاومت مردمی ایران اعلام نموده و به اطلاع فرمانده محترم جنبش مقاومت مردمی ایران میرسانیم که ما علماء و طلاب اهل سنت ایران ضمن تایید تمامی خط مشی های سیاسی جنبش مقاومت مردمی ایران آمادگی خود را برای حمایت همه جانبه از تمامی رزمندگان حق علیه باطل اعلام می کنیم گر چه عده قلیلی از علماء هستند که با روشهای مبارزانه مسلحانه مخالف بوده و تلاش برای رسیدن حقوق پایمال شده از طرق مسالمت آمیز داشته و ما نیز همچون جنبش عقیده سیاسی آنها را محترم شمرده و مبارزات آنها را ارج می نهیم ولی بر این عقیده هستیم که جنبش مقاومت مردمی ایران سیاست مناسبی را جهت مبارزه اتحاذ نموده و اگر همین سیاست را ادامه دهد در نهایت رژیم آخوندی مجبور به فراهم آوردن مقدمات مبارزات مسالمت آمیز خواهد شد و تاکید می کنیم که وجود اختلاف نظر سیاسی در بین علماء، روشنفکران و مبارزان امری کاملا طبیعی بوده همانگونه که وجود این اختلاف نظرهای سیاسی در بین اصحاب رسول اکرم صلی الله علیه و سلم وجود داشته و نه تنها موجب ایجاد شکاف بین آنها نگشته است بلکه سبب ارتقاء سطح دانش سیاسی و نیز تقویت ، همبستگی ، اتحاد، انسجام و یکپارچگی آنان گشته است لذا بر ما لازم است که تمامی اقشار مختلف جامعه چه در داخل و چه در خارج همبستگی خود را کاملا حفظ نموده و آگاه باشیم با حفظ این اتحاد و انسجام در برابر دشمن آخوندی و ادامه مبارزات پیروزی از آن ماست .

لازم به ذکر می باشد بعلت سوء تبلیغات رسانه های دروغ پراکنی رژیم برای تخریب چهره جنبش مقاومت مردمی ایران و نیز با خنثی کردن توطئه های شوم رژیم برای ایجاد اختلاف و تفرقه بین صفوف مسلمانان بر خود لازم دانستیم که به اطلاع مردم شریف بلوچ برسانیم که حکومت آخوندی ایران از آنجا که توان کنترل و سرکوب این حرکت عظیم و آزادی خواهی مردمی را نداشته لذا متوسل به روشهای غیر متعارف و شومی جهت اعمال سیاستهای غیر انسانی خویش در مناطق سنی نشین گردیده و با تلاشی مضاعف جهت ایجاد شکاف و تفرقه در بین مردم و روحانیت اهل سنت در اقداماتی محکوم و ضد بشری جوانان بیگناه اهل سنت را تحت وحشیانه ترین شکنجه ها وادار به اعترافاتی بی پایه و تحریک آمیز در رسانه های حکومتی خویش کرده تا شکاف بین مردم مبارز و روحانیت اهل سنت ایجاد کرده و از مبارزان جنبش مقاومت مردمی ایران چهره ای تندرو و ضد شیعی و و